.
X
تبلیغات
خوشنویسی علی

خوشنویسی علی
ما امده ایم برای تجسم رویایی که خود تعبیر ان هستیم..
لینک دوستان

tewdlbx5ovj0611ucp6j.jpg   
کزجان شکیب هست زجانان شکیب نیست
[ چهارشنبه بیستم فروردین 1393 ] [ 23:5 ] [ ....علی ....... ]
.
[ یکشنبه دهم فروردین 1393 ] [ 0:22 ] [ ....علی ....... ]
.
    

    

   

ssa764olavjkmbh55ns.jpg

   

برچسب‌ها: شمالی
[ دوشنبه نوزدهم اسفند 1392 ] [ 22:18 ] [ ....علی ....... ]
........ مطالب قدیمی‌تر >>

درباره وبلاگ

می چکد شبنم احساس قشنگ ازقلمم
دل من می گوید
می شوددردل تلخی عسل ناب چشید
می شودزیبادید
می شودزیباخواند
می شود زیباگفت
شرط آن است که زیبایی را
بنشانیم پس پنجره دیده خویش
.....
وببینیم سپیدی سحر
بگشاییم دروپنجره را
وبه هررهگذری
کز سرکوچه مامی گذرد
بفرستیم به لبخنددرود
وبگوییم سلام.
رحیم سینایی






علی هستم از سال 1364خوشنویسی رانزد اساتید میرطالبی .وسهرابی استاد آقاجانی ازاساتید انجمن خوشنویسان ایران تا دوره ممتاز رافراگرفتم ودوره فوق ممتاز دردورشته نستعلیق وشکسته نستعلیق نزد استاد گرانقدر یونس خانلرزاده استاد انجمن خوشنویسان ایران فراگرفتم



بد نيست اگر کمي به هم فکر کنيم
در بحبوحه خنده به غم فکر کنيم
بد نيست اگرخانه ما سيماني است
به خشت و گل و نفوذ نم فکر کنيم
هر وقت زيادمان دلي ميشکند
بد نيست که يک لحظه به کم فکر کنيم
من عاشق و تو هر که در اين عصر غريب
بد نيست اگر کمي به هم فکر کنيم




ميرزا غلامرضا اصفهاني


استاد میرزا غلامرضا اصفهانی یکی از نامدارترین خوشنویسان دوره ناصری بود که در خط نستعلیق و شکسته مهارتی خارق العاده داشت.

پدرش میرزا جان در اواخر سلطنت فتحعلیشاه از اصفهان به تهران می آید وبه شغل قنادی مشغول می شود.بعد از مدتی متاهل می شود ودارای چند دختر می گردد.سالی به زیارت امام رضا(ع) می رود و درآنجا متوسل به امام شده و آرزوی داشتن پسری می کند.در سال1246پسری به میرزا جان عنایت می شود که او را به محبت امام {غلام رضا}می نامند.

غلامرضا از کودکی از همسالان خود در کسب دانش برتر بود به طوری که در7سالگی قرآن را بی غلط می خواند میرزا دربیاض خود می نویسد شبی در خواب در انتهای ایوانی به خدمت حضرت علی (ع)درآمده آن حضرت از من قلم و دوات و صفحه مشقی خواستند پس از تقدیم –حضرت در صفحه حروفی نگاشته و فرمودند از روی آن مشق کن.فردای آن شب میرزا خوابش را در مدرسه بازگو می کند ومعلمش او را به فراگیری خط ترغیب می کند.

بعد از دو سال خطش از هم سالانش برتری پیدا کرده و پس از 5 سالدر دبیرستان عیار خطش امتیاز فراوانی پیدا می کند که به همین سبب به خدمت محمد شاه خوانده می شود.شاه او را مورد لطف خود قرار می دهد و او را مامور آموزش خط شاهزادگان دربار می سازد.

پس از مرگ محمد شاه در سال1264ناصرالدین شاه هم او را به حضور می خواند و به همین دلیل شهرتش فزونی می یابد چنانچه خود می نویسد :در سال1271 حدود 200نفر از شاهزادگان وفرزندان درباریان نزد او به تحضیل خط مشغول بودند.

گرمی بازار هنر میرزا به مذاق هنر ناشناسان و حاسدانش خوش نیامد و پیش شاه بدگوی کرده و او را به بابی گری متهم ساختند.میرزا چند ماهی در زندان بود تا به شفاعت دوستمحمد خان معیر الممالک از بند رهایی یافت.اما پس از آن به خاطر همین واقعه از رونق بازارش کاسته شد و روزگار را به سختی می گذراند.در همان زمان بود که تابلو نفیس ومشهور نادعلیا را با قلم شش دانگ کتیبه با زر روی بوم سیاه نوشته وتقدیم معیر الممالک می کند.

پدر میرزا غلامرضا{میرزا جان}درشب جمعه14شعبان1279 فوت کرده و پس از آن میرزا عهده دار سرپرستی خانواده می شود.میرزا برادری هم داشته که بعد از او متولد می شود ونام او عباسقلی بود .از کسب و کار برادر میرزا اطلاعی در دست نیست اما عباسقلی پسری داشته به نام محمد که بسیار مورد توجه میرزا غلامرضا بود.عباسقلی در جوانی و به سال1291 درگذشت و میرزا را داغدار کرد.

هم او در جایی می نویسد:آخر تا کی و جند آزادگان را اسیر و مستمند می پسندی.آن را که هزار گونه حسرت در دلست پای وجودش را در گل میآری و آنکه از دو عالم رسته بسته هزار گونه سلامتش میداری.تفو بر تو ای چرخ گردون تفو که ستم شعاری و راهی به شهرستان وفا نداری.بی مروت روزگارنامراد برادر کهتر نو جوانم را که بدان انسانیت مادر زمانه کمتر فرزند زادی به دیار باقیش رخت اقامت انداختی و خانه دل محنت این فقیر گوشه گیر و جمعی بیچارگان را ویران وپریشان ساختی با اینهمه جز تسلیم و رضا نمیجویم وغیر حرف شکر سخنی نمیگویم.

برادر زاده اش محمد که در سال1286 ولادت یافته بود در14سالگی در سال1299 به اوریون مبتلا شده وفات یافت میرزا که پس از مرگ برادر دل به برادرزاده خوش کرده بود بسیار غمگین و ملول می شود.

میرزا غلامرضا که دیر ازدواج کرده بوددرسال1300دارای پسری شده و نامش را محمد گذاشت و چون از روزگار مرارتها دیده بود به پسرش بسیار وابسته و دلبسته بود. میرزابا خوشحالی می نویسد:

از تاریخ سال جدید سعید یکهزار و سیصد که فرزندی میرزا محمد رضا سعادت ولادت یافت این بنده به حکم نذر مقرر داشت که همه ساله در روز ولادت فرزندی طعامی طبخ کرده به دوستان و فقیران بیاشامانند .بدین ترتیب که در سال اول ولادت روز عید مولود حضرت رسالت پناهی صلواه اله علیه یک چارک برنج و بقدر کفاف رشته و سایر لوازم وسالیان دیگر همه ساله روز اربعین نذر مزبور بجاآورند وهر سال یک چارک به نذر مزبور بیفزایند تا هر قدر که خداوند متعال عمرکرامت فرماید بعدها که خود فرزندی مختار شد هر چه میخواهد بیفزاید و بعمل آوردان شاءاله تعالی سالیان دراز بسلامت و خوشبخت بماند فی شهر 1300هجری.

اما هنوز چند سالی از ولادت محمد رضا نگذشته بود که ناگهان بیمار شده و در3سالگی دارفانی را وداع می گویدمیرزا دل آزرده و داغدار می شود وآرزوی مرگ می کندودر جایی این ابیات را می نویسد:

دریغا که پژمرده شد ناگهانی / گل نوشکفتم به باغ جوانی

دریغا از آن قدنوخیز شمشاد / دریغا ازآن پیکر پرنیانی

دریغا از آن طره عنبرآگین / دریغا ازآن چهره ارغوانی

چو دیدم نهال برومند قدش / خزان گشت و درخاک شد ناگهانی

به چشم اندرم آب اندر دل آتش / به سر خاک ولب باد سرد خزانی

پس از دیدن داغ و ناکامی او / مرا مرگ خوشتر ازاین زندگانی

به کشتی عمرم از این پس نماید / اجل ناخدایی الم بادبانی

ندانم به گیتی دگر چند مانم / کند ملک دل را غمان حکمرانی

نیابی بجز خسر ازاین دهر خاسر / اگر اردشیری و گر اردوانی

الا ای جگر خواره چرخ ستمکار / سبک پا چرائی بدین سر گرانی

به تن چاک کردی زسر درربودی / فبای قبادی کلاه کیانی

الا طایر جان نخواهم که خواهی / مکانی بجز خرگه لامکانی

جهانا چه بی مهر و بد خو جهانی / چه آشفته بازار و بازارگانی

پس از دیدن داغ و ناکامی او/ مرا مرگ خوشتر از این زندگانی

سالی نگذشت که آرزویش برآورده شد و روانش به محمد رضا پیوست و روز پنجشنبه4ربیع الثانی سال1304از این جهان جهان فانی درگذشت ودر جوار پیر و مرادش حاج میرزا صفا و در باغی که متعلق به معیر الممالک بود در صفائیه شهر ری به خاک سپرده شد.

خوشنویسی میرزا غلامرضا:

میرزا شاگرد میر سید علی تهرلنی پدر میر سید حسین خوشنویس باشی معلم خط مظفرالدین شاه بود.میر سید علی در سال1275 وفات میکند.

میرزا در خشنویسی بسیار زبر دست بوده وخطوط رااز قلم غبار تا کتیبه به نهایت زیبایی تحریر می کرد مخصوصا کتیبه نگاری او که شاهکاری از هنر خوشنویسی است.کتیبه های مسجد سپهسالار که به خط میرزا نوشته شده در نوع خود بی نظیر است ولی معلوم نیست مرحوم بیانی چرا فرموده اندکه{کتیبه های میرزا از ملاحت خالی است}ادعایی که از نظر کارشناسان خط به دیده شک نگریسته شده.بنده خود این کتیبه ها را دیده ام انصافا کمترین خللی در آنها ندیدم.

میرزا در کتابت نیز دستی قوی داشت رساله اصطلاحات صوفیه به قلم او شاهد این مدعاست.

همچنین میرزا به خط شکسته و خصوصا درویش عبد المجید ارادتی تام و تمام داشت.نمونه آن هم قطعاتی است که میرزا با رقم درویش تحریر کرده است در همین زمینه هم متاسفانه (دکتر سرمدی)نویسنده محترم دانشنامه هنرمندان ایران و اسلام در ذیل شرح حال میرزا نوشته اند که میرزا در مدتی که دچار سختی زندگی شده بود قطعاتی را نوشته و با امضای درویش به فروش می رسانده است.این ادعا بغیر از این کتاب در هیچ سند دیگری نیامده است و با مناعت طبع میرزا و علاقه ای که به درویش داشته غیر قابل پذیرش است.

قطعات فاخر دیگری که از میرزا غلامرضا به یادگار مانده سیاه مشقهای قوی واستادانه اوست که چشم هر بیننده ای را خیره می کند.

میرزا شعر هم می گفت و در شعر غزال تلخص می کرد .قطعات خوشنویسی اش را هم {یاعلی مدد}یا{ یا علی ممدی}رقم می زد.
امکانات وب
دریافت کد پیغام خوش آمدگویی دریافت کد خداحافظی جملات اخلاقی و نصایح آموزنده از مرحوم آیت الله العظمی نجومی کرمانشاهی(ره ) -اولیاء خدا دنیا را کرامت باران نمی کنند.اولیاء خدا ، یک عمر زندگی می کنند اما ظرفیت و تحفظ دارند. این مقامات را به کسانی می دهند که دل داشته باشند ،اگر به کسی نشان می دهند برای این است که دستگیر چند نفر دیگر بشود. 2-کسانیکه عمل خود را با بسم الله شروع می کنند،معلوم می شود نفس متو جه ای دارند. 3-بعضی نیت ها به زمین چسبیده است و برخی نیت ها آسمانی است. 4-اگر عمل ربط به خدا داشته باشد مورد قبول است 5-کسیکه تسلیم محض اهل بیت (علیهم السلام) است چگونه خطایی از او سر می زند؟! 6-بالاترین و روشن ترین راهها،راه علماء بزرگ ماست.آنها که اسوه مراقبتها و محافظت ها هستند.اگر آنها نسخه ای تجویز کردند،بگیرید وگرنه، رها کنید. 7-وقتی خدا بخواهد کسی را به جایی برساند توجه آنرا در او قرار می دهد. 8-هرکسی در این دنیا یکجوری بازی می کند، یکی با ماشین پلاستیکی و دیگری با ماشین بنز.اما مومن در هم و غم عالم دیگری است که پیش رو دارد. 9-مومن حقیقی، دست از همه چیز نباید بکشد.مومن اگر در شکم نعمت های دنیوی هم که باشد، اصلا اسیر این نعمت ها نیست، زیرا دل او فریفته جایی دیگر است. برادرانه بیا قسمتی کنیم رقیب جهان و هر چه در او هست از تو ، یار از من 10-طوری رفتار کنید که مردم بگویند:(هذا ادب الصادق علیه السلام)
سید گلستانه سید گلستانه در سال 1274 در اصفهان چشم به جهان گشود. وی درکودکی نزد استادان خط ، هنر خوششنویسی را فرا گرفت و دیری نپایید که سرآمد شکسته نویسانآ دوران خود شد.سید گلستانه پس از سفرهایی به خراسان ، فارس و عراق به تهران رفت وآنجا اقامت گزید.در سال 1319 ه.ق یعنی زمانیکه سید، چهل و پنج سال داشت، درهنگامی که تحت عمل جراحی بود ، جان به جان آفرین تسلیم کرد. پیکرش را بنا به وصیت خودش در شهر قم به خاک سپردند. بی شک پس از درویش عبدالمجید چشم نوازترین قطعات خط شکسته بدست اوخلق شده است. روان پاکش شاد
دریافت کد حرکت متن

آمارگیر حرفه ای سایت

منبع کد اهنگ